محمد أحمد جاد المولى (مترجم: زمانى)
50
قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى)
عذاب قوم هود هود عليه السّلام به دعوت خود و قوم او به اعراض خود ادامه دادند . تا اينكه مخالفين هود در آسمان ، ابر سياهى را ديدند كه آسمان نيلگون را تاريك ساخت ، قوم چشمها را به ابر دوختند و براى ديدار آن شتافتند زيرا مدتى بود كه باران نباريده بود و گفتند : اين ابرى كه در آسمان است به زودى براى ما باران مىآورد . سپس آمادهء بهرهبردارى از باران شدند و كشتزارهاى خود را مهياى آبيارى نمودند . هود چون وضع قوم را چنين ديد ، گفت : اين سياهى كه در آسمان مىنگريد ، ابر رحمت نيست ، بلكه باد عذاب است . اين همان عذابى است كه در ارسال آن عجله مىكرديد . بادى است كه عذابى دردناك و كشنده بهمراه دارد . چيزى نگذشت كه طوفانى هولناك شروع به وزيدن كرد و قوم ديدند كه حيوانات و اموال و ابزار آنان كه در بيابان بود ، از زمين بلند و به مكانهاى دوردستى پرتاب مىشود . اين حادثه قوم را به وحشت انداخت و ترس و هراس آنان را فراگرفت و با سرعت به خانهها پناه بردند و درها را به روى خود بستند . اين قوم عذابزده فكر مىكردند كه بدين وسيله مىتوانند جان خود را حفظ كنند ولى اين عذاب ، بلايى عمومى و همگانى بود . بادى كه مىوزيد ، رملهاى بيابان را با خود مىآورد و تا هفت شب و هشت روز بطور متوالى وزش اين باد ادامه داشت ! و سرانجام قوم مانند تنه نخل خشكيده به خاك هلاكت افتادند ، نسل آنان ناپديد و آثارشان به كلى متلاشى و از صفحه تاريخ برچيده شد . « فراموش نكنيد خداى تو هيچ قوم و اهل ديارى را در صورتى كه مصلح و نيكوكار باشند به ظلم هلاك نمىكند » . « 1 » اما در اين طوفان عذاب ، ياران و پيروان هود به وى پناه بردند و اطراف وى گرد آمدند . باد اطراف آنان مىچرخيد و رملها را پراكنده مىساخت ولى آنان مطمئن و آسوده خاطر بودند ، تا اينكه باد آرام شد و سرزمين آنان به وضع عادى بازگشت و هود و يارانش به حضرموت كوچ كردند و بقيه عمر را در اين سرزمين بسر بردند .
--> ( 1 ) . سوره هود ، آيه : 117 « وَ ما كانَ رَبُّكَ لِيُهْلِكَ الْقُرى بِظُلْمٍ . . . »